معنی ارمنیاق
5 بازدید
[ اَ مِ ] (اِخ)یکی از نواحی روم قدیم: و اما آن یازده ناحیت [ از روم ] که بر مشرق خلیج است نام وی این است: برقسیس، ابسیق، انطماط، سلوقیه، ناطلیق، بقلار، افلاخونیه، فیادق، خرشته، ارمنیاق، خالدیه، و هر یکی ازین ناحیتی است بزرگ با شهرها و دهها و حصارها و قلعه ها و کوهها و آبهای روان و نعمت بسیار و اندر هر یکی از این ناحیت سپاهسالاری بود از آن ملک الروم و با وی لشکر بسیار از سه هزار مرد تا شش هزار سوار مر نگاه داشتن ناحیت را. (حدود العالم). رجوع به ارمناک شود.
کلمات همقافیه با «ارمنیاق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اق» برای سرودن شعر