معنی ارمن

معنی ارمن

8 بازدید
[ اَ مَ ] (اِخ) ارمنستان. ارمینیه. ارمنیه. ولایتی است از کوهستان آذربایجان و مولد شیرین مشهور آنجا بوده و ابریشم ارمنی منسوب بدانجاست. (برهان قاطع) (مؤید الفضلاء). سرزمین ارمنستان بین آذربایجان و قفقاز و آسیای صغیر. این نام در کتیبهٔ بیستون داریوش بزرگ بصورت اَرمینَ آمده. (ایران باستان ص ۱۴۵۲، ۱۵۷۱، ۱۵۹۶): از ادبا عالمی فرست به ماچین وز امرا شحنه ای فرست به ارمن.فرخی. رضوان ملک خسرو مالک رقاب اوست ارمن بهشت عدن شد از کوثر سخاش. خاقانی. خاص کن این ملک جهان بر عموم هم ملک ارمن و هم شاه روم.نظامی. لشکر شام و ارمن و دیاربکر و خراسان و خوارزم و دیگر مواضع را که چشم بر دیار و امصار عراق نهاده بودند و گردن طمع یازیده منقار بازگرفتند. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۱۲). ور بحق دانسته ای جای نشست و خاست را خواه در ارمن نشین و خواه در ابخاز خیز. کاتبی. و رجوع به عیون الانباء ج ۱ ص ۷۸ و حبط ج ۲ ص ۳۷۱ و ۳۷۶، ۴۱۶ و ایران باستان ص ۲۲۹۰ و ۲۲۹۱ و جهانگشای جوینی چ لیدن ص ۱۷۰ و ۱۷۷ و ارمنستان و ارمنیة شود. || ارمنی. ارمنستانی. || قوم ارمنستان. ارامنه. ارمنیان.
[ اَ مَ ] (حرف ربط +ضمیر) مخفف «اگر من» باشد در محاورات. (برهان): ای دل بهوای ارمن ار من باشم خالی نکنم ز دل حزن زن باشم وی چرخ اگر بحیله بیرون نکنم گاو تو از آن خرمن خر من باشم. طغرل سلجوقی.

کلمات هم‌قافیه با «ارمن»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «من» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید