معنی ارمص
6 بازدید
[ اَ مَ ] (ع ص) چشم که خیم آورد. کسی که در گوشهٔ چشمان او چرک و خیم گرد آید. (آنندراج). آنکه چشم آلوده به رمص دارد. کیکن. (مهذب الاسماء). چشم باخم.
کلمات همقافیه با «ارمص»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مص» برای سرودن شعر