معنی ارمداد
6 بازدید
[ اِ مِ ] (ع مص) بدرد آمدن چشم. (منتهی الأرب). || خاکسترگون شدن. (زوزنی) (منتهی الأرب). اربداد.
کلمات همقافیه با «ارمداد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر