معنی ارماض
6 بازدید
[ اِ ] (ع مص) دردناک ساختن. || سوختن. || سوزاندن ریگ و زمین پای را. (منتهی الأرب). بسوزانیدن ریگ گرم مردم را. (تاج المصادر بیهقی). پس اذیت رسانیدن. سوزانیدن ریگ گرم. (زوزنی). || سوزانیدن خشم و مصیبت مردم را. (از زوزنی). سوزانیدن اندوه و درد و غضب کسی را. (شمس اللغات) (منتخب اللغات). || سخت شدن گرما بر...: ارمض الحرّ القوم؛ سخت شد گرما بر ایشان پس ایذا رسانید آنها را. (منتهی الأرب). || چرانیدن گوسفندان را در زمین تفسیده: ارمض الغنم. || سوختن از ریگ گرم. (غیاث اللغات).
کلمات همقافیه با «ارماض»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اض» برای سرودن شعر