معنی ارقلیس

معنی ارقلیس

5 بازدید
[ ] (معرب، اِ) بیونانی نمام بستانی. (نسخه ای از تحفهٔ حکیم مؤمن). ارقلس. (فهرست مخزن الأدویه).
[ اَ قِ یُ ] (اِخ) شاعر و کیمیادان یونانی که ظاهراً در مائهٔ پنجم ق. م. میزیسته. او راست منظومه ای در باب «هنر مقدس». || نیز شاعری یونانی در مائهٔ چهارم ق. م. وی چند هجویّه و کتابی موسوم به «بحث اشیاء» کرده است: ارقلیس هذا کان شاعراً من شعراء یونان و کان قد عمل اشعاراً و ذکر فیها هذا الجبّار (ذیونوسیوس) و وصفه و لحن تلک الاشعار و جعلها فی هیاکل جزیرة صقلیّة یُذکر بها فی کل وقت. (تاریخ الحکمای قفطی صص ۲۱ -۲۲). رجوع به ارخلاوس شود.
[ اَ قِ یُ ] (اِخ) پسر تِمِنوس از اخلاف هِرکول. برادران وی او را نفی بلد کردند و او به پادشاه مقدونیه پناه برد و چون دشمنان شاه را مغلوب کرد و میبایست با دختر وی ازدواج کند، شاه که بدین امر راضی نبود بفرمود تا او را بکشتند. || پادشاه مقدونیه از ۴۱۳ تا ۴۰۰ ق. م. وی بر قدرت و رفاه مقدونیه بیفزود و شعرا و هنرمندانی مانند زُکسیس و اُری پید واگاَثُن را در دربار خود گرد آورد و او بدست کراتِر کشته شد. || قفطی از قول سقراط خطاب به سیماس آرد: فانّا و ان کنا نعدم اصحابا و رفقاء اشرافاً محمودین فاضلین فانّا ایضاً اذ کنّا معتقدین متیقّنین بالأقاویل التی لم تزل تسمعُ منّا نصیر الی اخوان فاضلین اشراف محمودین منهم اسلاؤس و آمارس و ارقلیس و جمیع من سلف من ذوی الفضائل الانسانیة... (تاریخ الحکمای قفطی ص ۲۰۲ و ۲۰۳). و ابن ابی اصیبعه همین عبارت را با نام ارقیلس آورده است. (عیون الانباء ج ۱ ص ۴۶).

کلمات هم‌قافیه با «ارقلیس»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «یس» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید