معنی ارقش
6 بازدید
[ اَ قَ ] (ع ص) آنکه نقطه های سیاه و سپید داشته باشد. (منتهی الأرب). آنکه خجکهای سیاه و سپید دارد. دارای خالهای سیاه و سپید. باخطوخال. ج، رُقش. || ماری که خطهای سرخ و سیاه و خاکی دارد. مار سیاه و سپید. (مهذب الاسماء). ارقم. مار پیسه. || اسبی که نقطه های خرد دارد مخالف رنگ وی. ارقط.[ اَ قِ ] (ص) فهمیده. کاردان. (برهان). و مؤلف برهان گوید: در جای دیگر بجای قاف، فای مفتوح نوشته بودندقافله و کاروان و هیچیک شاهد نداشتند، واللََّه اعلم - انتهی. و رجوع بفرهنگ سروری و شعوری شود.
کلمات همقافیه با «ارقش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قش» برای سرودن شعر