معنی ارقاد
5 بازدید
[ اِ ] (ع مص) بخواب بردن کسی را. (منتهی الأرب). خوابانیدن. بخوابانیدن. (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی). خواب آوردن. || ارقاد در مکان؛ اقامت کردن در آنجای. بجای ایستادن. (تاج المصادر بیهقی). ایستادن. (تاج المصادر بیهقی).
کلمات همقافیه با «ارقاد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر