معنی ارقاء
7 بازدید
[ اِ ] (ع مص) خشک و ساکن گردانیدن اشک را. (منتهی الأرب). واایستادن خون و اشک. (تاج المصادر بیهقی). استادن اشک و خون. (زوزنی). || ارقاء عَرَق؛ برداشتن خوی. || ابوالشرف ناصح بن ظفربن سعد منشی جرفادقانی، مترجم تاریخ یمینی، ارقاء را به معنی بلند گردانیدن و ارتقاء دادن آورده است: شیخ ابوالحسین عتبی در ترتیب و تمشیت کار و اعلای دَرَجت و ارقای مرتبت او جدّ بلیغ نمود. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۵۱). در حسن ایثار و لطف اصطناع و تدریج مکانت و ارقای مرتبت او میفزود. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۳۹۷ نسخهٔ چاپی و نسخهٔ خطی).[ اَ رِقْ قا ] (ع ص، اِ) جِ رقیق. بندگان. مملوکان: نخاس... کنیزکی را بر دیگری مزیّت میدهد و چون از وی وجه رجحان و مزیّت این بر آن میطلبیم آنچ بکثرت دربت و طول ممارست از مزاولت بیع و شراء دوابّ و ارقّاء بذوق یافته است در عبارت نمیتواند آورد. (المعجم چ طهران ص ۳۳۸).
کلمات همقافیه با «ارقاء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر