معنی ارفضاض
5 بازدید
[ اِ فِ ] (ع مص) پراکنده شدن. پریشان شدن. (منتهی الأرب). || برشاشیده شدن و پریشان شدن سرشک. (منتهی الأرب). چکیدن سرشک. پاشیده شدن اشک و آب و آنچه بدان ماند. (زوزنی). || رفتن هر چیزی. || روان شدن خوی. (منتهی الأرب).
کلمات همقافیه با «ارفضاض»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اض» برای سرودن شعر