معنی ارفحشد

معنی ارفحشد

7 بازدید
[ اَ فَ شَ ] (اِخ) ارفخشد. ارفخشذبن سام بن نوح بن لامک بن متوشلخ بن اخنوخ بن ادریس بن ماردبن مهلائیل بن قینان بن انوش بن شیث بن آدم: سام را هفت پسر بودند، نام ایشان ارفخشد و... ارفحشدبن سام [ را ] پسر سالح بود و نسب رسول اکرم را (بسی و شش واسطه) بدو رسانده اند. ارفخشد نور بیاورد [ سام ] تابوت و نور بدو سپرد و او قبول کرد و ارفخشد مرغانه را بزنی کرد و عابر ازو بیامد و او هودالنبی بود. رجوع به فهرست مجمل التواریخ و القصص شود. در قاموس کتاب مقدس آرد: ارفکشاد (قلعهٔ کلدانیان) و ارفکشادبن سام و جدّ عابر بود و موافق قول یوسیفوس اول و مبدأ کلدانیان است که نسب نامهٔ ایشان بدو منتهی شود. (سفر پیدایش ۱۰:۲۲ و ۲۴ و ۱۱:۱۰-۱۳. اول تواریخ ایام ۱:۱۷ و ۱۸ و ۲۴) (لازم نیست که ارفکشاد اسم شخصی باشد، شاید اسم طایفه یا موضعی است که اهل آن اولاد همان پرشم بودند که دو سال بعد از طوفان نوح تولد یافت). رجوع بفهرست مجمل التواریخ و القصص و انساب سمعانی ص ۴ و تاریخ سیستان ص ۴۲ و قاموس کتاب مقدس ذیل ارفکشاد شود.

کلمات هم‌قافیه با «ارفحشد»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «شد» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید