معنی ارفاء
6 بازدید
[ اِ ] (ع مص) نزدیک کردن. (منتهی الأرب). نزدیک ساحل گردانیدن کشتی. (منتهی الأرب). نزدیک آوردن کشتی بکناره. (زوزنی). کشتی را بساحل نزدیک آوردن. || پناه گرفتن به... (منتهی الأرب). || پناه وا کسی دادن. (تاج المصادر بیهقی). || مدارا کردن. || تنگ گیری کردن در معامله. || شانه کردن. || نزدیک شدن. نزدیک گردیدن. || میل کردن. (منتهی الأرب).
کلمات همقافیه با «ارفاء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر