معنی ارغال
5 بازدید
[ اِ ] (ع مص) رویانیدن زمین گیاه رغل را: ارغلت الارض. (منتهی الأرب). باسرمق شدن زمین. (تاج المصادر بیهقی). || شیر دادن. (تاج المصادر بیهقی): ارغلت المرأة ولدها. (منتهی الأرب). || در غیر جای خود نهادن چیزی را. || نیک دانه آکنده شدن خوشه های کشت: ارغل الزرع. || گم شدن شتران از چراگاه: ارغلت الابل من مراتعها. (منتهی الأرب). || خطا کردن. || مائل گردیدن بسوی... (منتهی الأرب).
کلمات همقافیه با «ارغال»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ال» برای سرودن شعر