معنی ارطغرل

معنی ارطغرل

9 بازدید
[ اَ طُ رِ ] (اِخ) پدر بانی دولت عثمانی، سلطان عثمان خان غازی و جدّ اعلای سلالهٔ عثمانیه است. او پسر سلیمان، یکی از امرای خوارزم بود. در هنگام خروج چنگیز پدر وی اولاد و عیال و اقربا و قبیلهٔ خود را به ایران کوچ داده و از آنجا بکنار دریاچهٔ وان رفت و در نزدیک اخلاط منزل گزید و او لقب سلیمان شاه داشته است و از این نام چنین مستفاد میشود که در وطن اصلی خویش فرمانروای کوچکی بوده است و در این وقت از فرمانروائی دست کشیده برای فرار از مظالم مغولان با چند صد تن از ایل خود و ستور و مواشی قوم نقل مکان کرده است و چون در اخلاط با عشایر کرد و ارمنی امتزاج آنان میسر نبود، درصدد یافتن محلی مناسب برآمده و در جانب جنوب غربی در جوار رقّه، در نزدیک قلعهٔ جعبر، آنگاه که از فرات عبور میکرد مغروقاً درگذشت و از این رو طایفهٔ او پراکنده شدند. از پسران وی دو تن بقصد بازگشت بموطن اصلی خویش در حینی که ببغداد میرفتند، از طغرل برادر کوچک با عده ای در حدود چهارصد، پانصد تن از افراد عائله بسمت شمال غربی توجه کرد و در جوار ارزروم قرب پاسین بمحلی که به سورملی چغوری موسوم بود، اقامت کرد، لکن چون شنید عساکر تاتار بدانجا نزدیک شده است، بقصد توطن در اناطولی یعنی قلمرو حکمرانی سلجوقیان حرکت کرد و در نزدیکی سیواس مصادف شد با جنگی که میان مغول و سلجوقیان درگرفته بود و سلجوقیان شکست خورده و پراکنده میشدند. پس بسائقهٔ جنسیت، با مغلوبین همدست شدند و این امر سبب غلبهٔ سلجوقیان شد و مغولان طالب صلح و عقد معاهده شدند. از این رو حکمران دولت سلجوقی آن زمان موسوم بسلطان علاءالدین، ارطغرل را مورد اکرام و التفات قرارداده و برای او خلعت فرستاد و ارطغرل با قوم خویش در نزدیکی آنقره، در میان کوههای خشک مسکن اختیار کرد (بسال ۶۲۸ هـ . ق.). چندی بعد وی پسر خود ساوجی بک را با مقداری هدایا به قونیه نزد امرای سلجوقی فرستاد و استدعا کرد که برای محل اقامت او و قومش زمینی بدهند و سلجوقیان در میان بروسه و کوتاهیه کوههای موسوم به طومانیج را ییلاق و سکود و شهر قرچه را قشلاق آنان تعیین کردند و ارطغرل در آنجا توطن کرده و بر اطراف و نواحی آن مسلط شد. در قرب محل اقامت ارطغرل دو عشیرت یکی بنام آقشار یا علی شار و دیگری موسوم به چاودار سکونت داشتند و ارطغرل این دو عشیره را مطیع خود ساخت و در آن نواحی تگورهای مسیحی بودند و تگور قره حصار چون توسیع دایرهٔ نفوذ و اقتدار ارطغرل را مشاهده کرد، بعضی تجاوزات آغاز کرد. از این رو طغرل به قونیه رفت و سلطان علاءالدین را بفتح و تسخیر قره حصار تشویق کرد و علاءالدین با وی بمحاصرهٔ قره حصار آمد در آن وقت سردار مغول که با علاءالدین پیمانی داشت، نقض عهد کرد و ارک لی را که جزو قلمرو علاءالدین و نزدیک قونیه بود، متصرف شد. علاءالدین ناگزیر بدان صوب متوجه شد و محاصرهٔ قره جه حصار را بعهدهٔ ارطغرل گذاشت و ارطغرل با کمال شجاعت قلعه را فتح کرد و تگور آنجا را با سایر اسراء، بهمراه دوندارغازی برادر خویش بخدمت علاءالدین فرستاد. سپس ما بین سلاجقه مدت شش سال در امر وراثت تخت و تاج منازعاتی درگرفت و ارطغرل در این مدت بیطرفی اختیار کرد و در ۶۸۰ هـ . ق. در ۹۲ و بروایتی در ۹۶سالگی درگذشت. فرزند او عثمان غازی خلف و جانشین وی گردیده و سرکردهٔ قبیله شد و جسد ارطغرل را در قصبهٔ سکود دفن کردند. در آن قصبه مسجد جامعی از او برجای مانده است. (قاموس الاعلام ترکی). و رجوع به «از سعدی تا جامی» تألیف برون ترجمهٔ حکمت ص ۲۳۸ شود.
[ اَ طُ رِ ] (اِخ) نام سنجاقی در شمال شرقی ولایت خداوندگار و آن از طرف غرب محدود است به بروسه و از جانب شمال و شمال شرقی به ازمید و از سمت جنوب و جنوب شرقی به کوتاهیه، و از جنوب غربی بکوه کشیش و از جنوب بکوه دومانیج ممتد است و رود سقاریه با رود اروا و گوگ سو در آنجا بهم پیوسته بسوی ازمید جاری شوند. اراضی این ناحیت بسیار حاصلخیز است و دره های باطراوت و مراتع خوب و جنگل های بزرگ دارد. سطح آن ۱۱۱۵۰ هزار گز مربع و سکنهٔ آن ۱۲۵۸۵۰ تن است که دو ثلث آنان مسلمان و مابقی ارمنی باشند و معدودی یونانی نیز آنجا هستند که بزبان ترکی تکلم میکنند. محصولات آن ابریشم و توتون و تریاک و انگور و دیگر انواع میوه هاست و چون درختهای توت بسیاری در آنجاست برای تربیت کرم ابریشم استعدادی تمام دارد و بعضی کارخانه های صنایع محلی دارد که پارچه های ابریشمین بافند و در آنجا آبهای معدنی بسیار هست و مشهورترین آنها در قضای اینه گول موسوم به آب چیقان چیتلی است و در قضای سکود معدن ذغال سنگ هست و نیز معادن انتیمون و آهن یافت میشود و مساجد متعدد دارد و بدانجا کتابخانه ای است و قبور عدهٔ بسیاری از اشخاص بزرگ در آن سنجاق است. قصبهٔ سکود مقرّ ارطغرل غازی و منشأ و مولد سلطان عثمان خان است و دارای ۴ قضا و ۷ ناحیت است و قضاهای آن عبارت است از: بیله جک، اینه کول، سکود، ینی شهر و نواحی آن: لفکه، کول بازاری، دومانیج، پازارجق، ینی چه کوی و ازنیق. (قاموس الاعلام ترکی).

کلمات هم‌قافیه با «ارطغرل»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «رل» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید