معنی ارطحشست
5 بازدید
[ اَ طَ شَ ] (اِخ) ارطخشست. (ابن العبری). ارت خشثره. نام اردشیر در منابع سامی: الصابئة هم الذین تخلفوا ببابل من جملةالاسباط الناهضة فی ایام کورش و ارطحشست. (آثار الباقیه). رجوع به اردشیر و اردشیر اول و دوم هخامنشی شود.
کلمات همقافیه با «ارطحشست»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ست» برای سرودن شعر