معنی ارطاماسیا
6 بازدید
[ اَ ] (معرب، اِ) امبروسیا. ارطاناسیا. (تذکرهٔ ضریر انطاکی). بوی مادران. بویمدران. شویلا. برنجاسف. شواصرا. مسک الجن . ارطیمیا. ارطمیسا گویند و آن اطمیساست و بلنجاسف و برنجاسف گویند. (اختیارات بدیعی). بیونانی برنجاسف است. (تحفهٔ حکیم مؤمن).[ اَ ] (معرب، اِ) امبروسیا. ارطاناسیا. (تذکرهٔ ضریر انطاکی). بوی مادران. بویمدران. شویلا. برنجاسف. شواصرا. مسک الجن . ارطیمیا. ارطمیسا گویند و آن اطمیساست و بلنجاسف و برنجاسف گویند. (اختیارات بدیعی). بیونانی برنجاسف است. (تحفهٔ حکیم مؤمن).
کلمات همقافیه با «ارطاماسیا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یا» برای سرودن شعر