معنی ارض روم

معنی ارض روم

7 بازدید
[ اَ ضُ ] (اِخ) قالی قلا. ارزروم. ارزن الروم. ارزنةالروم. ولایتی است در ترکیه (عثمانیه) در آسیا شامل قسم اعظم ارمنستان ترکیه. حد شمالی آن بایزید و طرابزون و حد شرقی مستملکات روسیه و شهرهای ایران و حد جنوبی کردستان و بتلیس و دیار بکر و حد غربی سیواس و بایبورد و ارزنجان بخش اعظم آن را تلی بلند که ارتفاع آن بشش هزار قدم میرسد فراگرفته است و مساحت آن ۱۳۲۲۲۲ هزار گز مربع است که از مشرق و مغرب سلسلهٔ جبالی که دائم دارای برف است، آنرا قطع کند. اکثر سکنهٔ آن کرد باشند و در آن وادیهای پرآب و وسیع است و عده ای از نهرها آنرا مشروب میسازد. هوای آن در زمستان و بهار کاملاً سرد است و در تابستان حرارت آن شدت گیرد و مردم با شوقی وافر بزراعت پردازند و در ارضروم همه انواع حبوب و بقول و میوه و اغلب انواع حیوانات و معادن یافت شود و صنعت آن راه ترقی پیماید و اهالی ولایت قریب ۸۰۰۰۰۰ تن و اغلب مسلمانان و بقیه ارمنی باشند و آن شامل هفت لواء است: ارضروم و جلدر و قارص و بایزید و وان و موش و ارزنجان و دارای ۴۵ قضاء و کرسی این ولایت مدینهٔ ارضروم است. ابوالفدا گوید: این همان شهر است که قالیقلا میخواندند. کرسی مزبور در کنار نهر قره سو در سهلی وسیع و جمیل واقع است و ارتفاع آن از ساحل دریا قریب ۶۰۰۰ قدم و طول آن ۳۰ میل و عرض آن ۲۰ میل است. مسافت آن از جهت مشرق تا قسطنطنیه ۳۶۶ میل است و بین ۳۹ درجه و ۳۶ دقیقهٔ طول شرقی و ۳۹ درجه و ۵ دقیقهٔ عرض شمالی قرار دارد. سکنهٔ این شهر قریب پنجاه هزار تن و در آن ۵۰ جامع است که یکی از آنها بصورت حرم شریف مکه است و دارای کاروانسراها و مکاتب و جریدهٔ رسمیه است. تجارت آن رونق دارد و صادرات آن موئینه و مازو و ذغال سنگ و غیره است و بنای آن به سال ۴۱۵ م. صورت گرفته و دولت عثمانی به سال ۹۲۱ هـ . ق. بر آن مستولی شد و در سنهٔ ۱۲۷۶ هـ . ق. روسیه بر آن استیلا یافت و بار دیگر بدولت عثمانی بازگشت و ارض روم مرکزی جنگی است. (ضمیمهٔ معجم البلدان). و رجوع بقاموس الاعلام ترکی و ارزن و ارزنةالروم شود.

کلمات هم‌قافیه با «ارض روم»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «وم» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید