معنی ارضی
5 بازدید
[ اَ ] (ص نسبی) منسوب به ارض. زمینی. خاکی. بری. - آفات ارضی؛ مقابل سماوی. - شکل ارضی؛ مکعب.[ اَ ضا ] (ع ن تف) نعت تفضیلی از رِضی و رضوان. خشنودتر. راضی تر. || مرضی تر.
کلمات همقافیه با «ارضی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ضی» برای سرودن شعر