معنی ارض‌الکبیرة

معنی ارض‌الکبیرة

4 بازدید
[ اَ ضُلْ کَ رَ ] (اِخ) ممالک شارلمانی و گاهی از آن فرانسه را اراده کنند و گاه اروپا را از آن سوی جبال پیرنه، یعنی اروپا بدون اسپانیا. (نفح الطیب ج ۱ ص ۶۴ س ۲۱): و بالارض الکبیرة شرقی الاندلس و شماله سبع بحیرات. (نخبةالدهر دمشقی ص ۱۲۵). ان بحرالروس غیر متصل ببحر ورنک لاتصال الارض الکبیرة من الاندلس الی ماوراءالنهر... (نخبةالدهر ص ۱۳۹). و رجوع بهمان کتاب ص ۲۴۱ و ۲۵۸ و ۲۶۰ شود. || ارض الکبیرة و هی برّالقسطنطنیة و ما یلیها. (رحلهٔ ابن جبیر). || ارض الکبیره. در ذیل ظاهراً مراد ایتالیاست: و هو [ ای البحر ] زقاق معترض بینها [ بین المسینه ] و بین الأرض الکبیرة بمقدار ثلاثة امیال و یقابلها منه بلدة تعرف [ ریه ] و هی عمالة کبیرة. (رحلهٔ ابن جبیر).

کلمات هم‌قافیه با «ارض‌الکبیرة»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «رة» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید