معنی ارصاع
6 بازدید
[ اِ ] (ع مص) درنشاندن در چیزی (چنانکه نیزه را). || سخت خستن به نیزه. (منتهی الأرب). ناپیدا کردن سنان در مطعون. (تاج المصادر بیهقی). || صاحب بچه شدن خرمابن. (منتهی الأرب).
کلمات همقافیه با «ارصاع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اع» برای سرودن شعر