معنی ارشن
5 بازدید
[ اَ شَ ] (اوستایی، اِ) اسب نر. این لغت در پهلوی گوشن یا وشن و در فارسی گشن آمده است و سیاوش (نام پسر کیکاوس) در اوستا سیاورشن (از: سیاو، به معنی سیاه + ارشن) است. یعنی دارندهٔ اسپ سیاه. رجوع به فرهنگ ایران باستان تألیف پورداود ج ۱ ص ۲۵۲، ۲۵۴ شود.[ اَ شَ ] (ترکی، اِ) در دشت قبچاق بمعنی ابر است. (فرهنگ شعوری).
کلمات همقافیه با «ارشن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شن» برای سرودن شعر