معنی ارشاق
6 بازدید
[ اِ ] (ع مص) تیز نگریستن. (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی) (منتهی الأرب). تیز نگه کردن. || دراز کردن آهو گردن را. (منتهی الأرب). گردن دراز کردن آهو. || انداختن تیر و جز آن بجانبی. (منتهی الأرب).
کلمات همقافیه با «ارشاق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اق» برای سرودن شعر