معنی ارسی
5 بازدید
[ اُ رُ ] (ص نسبی) روسی. اهل روسیه. از روسیه: قند اُرُسی. || (اِ) کفش. پاپوش. چَموش. قسمی کفش پاشنه دار. نوعی از کفش که از چرم دوزند. || قسمی در که عمودی باز شود. قسمی در که گشودن و بستن آن به بربردن و فرودآوردن است برخلاف درهای عادی که بیک سوی بدو سوی یمین و شمال باز و فراز شود. در که وقت گشادن بسوی بالا کشند و گاه بستن فرودآرند. دری از اطاق که درگاه آن رو بصحن باشد و دارای چارچوبی بود که این در در جوف آن حرکت کرده بالا و پائین رود.[ اَ سا ] (ع ن تف) نعت تفضیلی از رَسو. استوارتر. ثابت تر. - امثال: ارسی من رصاصة؛ الرسو الثبوت یریدون به الثقل. (مجمع الأمثال).
کلمات همقافیه با «ارسی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سی» برای سرودن شعر