معنی ارسامس
5 بازدید
[ اَ مِ ] (اِخ) نام سپاهسالاری معاصر داریوش که بر او طغیان کرد. || پسر اردشیر درازدست. او را اُسوس بکشت. و رجوع به ارسام و ارشام و ارسامن شود.
کلمات همقافیه با «ارسامس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مس» برای سرودن شعر