معنی ارساب
6 بازدید
[ اِ ] (ع مص) گود افتادن چشم از جوع. فرورفتن چشم بمغاک از گرسنگی. (منتهی الأرب). || بتک بردن چیزی. فرونشاندن به تک. ته نشین کردن. الحدیث فی وصف اهل النار: اذا طفت بهم النار ارسبتهم الاغلال؛ ای اذا رفعتهم و اظهرتهم حطتهم الاغلال بثقلها الی اسفلها. (منتهی الأرب).
کلمات همقافیه با «ارساب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اب» برای سرودن شعر