معنی ارزیکتن
6 بازدید
[ اِ رِ تُ ] (اِخ) طبق اساطیر، پسر یکی از پادشاهان تِسّالی بود که بعلت اسائه بسِرِس مبتلا بجوع کلبی شد و خود را ببلعید.
کلمات همقافیه با «ارزیکتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر