معنی ارزن زرین
8 بازدید
[ اَ زَ نِ زَرْ ری ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) کنایه از جرعهٔ شراب است. (برهان). || حبابی که بر روی شراب بهم رسد. (برهان). حباب خُرد که از تیزی شراب در شراب افتد هنگام ریختن می در پیاله. (مؤید الفضلاء). || کوکب. ستاره. (برهان). || شرارهٔ آتش. (برهان). || جرعهٔ می زعفرانی. (مؤید الفضلاء). || عرقی که بر پشت خم برآید: گاو سفالین که آب لالهٔ تر خورد ارزن زرینش از مسام برآمد.خاقانی.
کلمات همقافیه با «ارزن زرین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر