معنی ارزنجان
5 بازدید
[ اَ زَ ] (اِخ) ارزنگان. ارذنکان. (معجم البلدان). شهریست به روم. (منتهی الأرب). شهریست طیب و مشهور و نزه و پرنعمت و جمعیت. و آن از بلاد ارمینیه است و واقع است بین بلادالروم و خلاط نزدیک به ارزن الروم و غالب اهل آن ارمنی باشند و مسلمانان نیز در آنجا سکنی دارند و ایشان از اعیان شهر بشمار روند و شرب خمر و فسق در آنجا ظاهر و شایع است و یاقوت گوید من کسی [ از علماء ] را منسوب بدان نیافتم. (معجم البلدان). این شهر در ارمنستان ترکیه در کنار قره سو است و دارای ۱۷۰۰۰ تن سکنه و محصول آن پوست و منسوجات پشمی است. رجوع به نخبةالدهر دمشقی ص ۲۲۸ و عیون الانباء ج ۲ ص ۲۰۷ و حبط ج ۲ ص ۱۴۱، ۱۵۸، ۱۶۳، ۱۶۷، ۱۸۶، ۱۸۷، ۲۰۳، ۲۰۴، ۳۴۷، ۳۸۶ و تاریخ مغول ص ۱۳۴، ۱۳۵، ۱۴۶، ۳۴۴ و تاریخ ادبیات ایران تألیف براون ترجمهٔ رشید یاسمی ص ۱۶، ۴۲، ۵۰، ۶۰، ۶۱، ۶۳ و قاموس الاعلام ترکی شود.
کلمات همقافیه با «ارزنجان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر