معنی ارزام
5 بازدید
[ اِ ] (ع مص) ارزام رعد؛ بانگ کردن رعد. (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی). سخت بانگ کردن تندر. (منتهی الأرب). || ارزام ریح؛ بانگ کردن باد چون نالهٔ شتر. آواز حنین شتر کردن باد. (منتهی الأرب). || ارزام ناقه؛ ناله کردن او. بانگ کردن اشتر چنانکه دهن باز نکند. (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی). || آرزومند بچه گشتن ناقه. || (اِ) آواز رعد. (مهذب الاسماء).[ اَ ] (اِخ) والی هرات بزمان داریوش سوم. (ایران باستان ص ۱۷۲۰).
کلمات همقافیه با «ارزام»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ام» برای سرودن شعر