معنی اردام
6 بازدید
[ اِ ] (ع مص) همیشه بودن. || اردام سحاب؛ ساکن و برجای ماندن ابر. (منتهی الارب). || همیشه شدن. اردام حُمّی ََ؛ بر جای و لازم ماندن تب. پیوسته شدن تب. (تاج المصادر بیهقی). || اردام شجر؛ سبز شدن و برگ برآوردن پس از آنکه خشک بود. برگ آوردن و سبز گردیدن درخت بعد خشکی. (منتهی الارب). || اردام بعیر؛ بپا زدن شتر را تا تیز رود.
کلمات همقافیه با «اردام»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ام» برای سرودن شعر