معنی ارداد
5 بازدید
[ اَ ] (ص، اِ) فریبنده. مکار. حیله باز. || غول. دیو. اهریمن. پری. (شعوری). || مردم فریب. (شعوری از وسیلةالمقاصد). || نام دانشمند و موبدی دانسته اند پسر ویراف (برهان، ذیل کلمهٔ اردا) و این صحیح نیست. رجوع به اردا شود.[ اِ ] (ع مص) پستان کردن گوسفند و جز آن پیش از زادن. (منتهی الارب). شیر از پستان چکانیدن گوسفند پیش از زائیدن. || غضبناک شدن. (کنزاللغات) (کشف اللغات). || تیزشهوت شدن مرد. (کنزاللغات) (کشف اللغات). || بسیارموج شدن دریا. (کنزاللغات).
کلمات همقافیه با «ارداد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر