معنی ارداء

معنی ارداء

7 بازدید
[ اِ ] (ع مص) لاغر کردن. (منتهی الارب). || هلاک کردن. (تاج المصادر بیهقی). هلاک ساختن. (منتهی الارب). || در مشقت انداختن. (منتهی الارب). در مشقت افکندن. || در چاه افکندن: ارداه فی البئر. || درگذشتن از سِنّی از سنین عمر: اردی علی ستین؛ گذشت از شصت. (منتهی الارب). || افزون شدن. (تاج المصادر بیهقی). بسیار شدن، چنانکه گوسفندان کسی: اردَت غنمه؛ بسیار شدند گوسپندان او. (منتهی الارب). || برفتار ردی راندن اسب را. راندن برفتار ردی. (منتهی الارب). || اعانت کردن. (منتهی الارب). یاری دادن. (تاج المصادر بیهقی). یاری کردن. (زوزنی). || افزودن بر: اَردأ علی مِأة؛ افزود بر صد. (منتهی الارب). || فروگذاشتن، چنانکه پرده را: اردأ الستر. || یار کسی شدن. (منتهی الارب). یار شدن کسی را. || آرام دادن. (منتهی الارب). || تباه کردن. (تاج المصادر بیهقی) (منتهی الارب). فاسد کردن. || ستون نهادن دیوار را. (منتهی الارب). || برقرار داشتن. ثابت کردن چیزی را. || بگفت بر خود ثابت کردن چیزیرا. (منتهی الارب). || کار هیچکاره کردن. || بهیچکاره رسیدن. (منتهی الارب). بشی ء ردی رسیدن یعنی مصاب شدن به أمر بد.
[ اَ ] (ع ص، اِ) جِ رَدیّ.

کلمات هم‌قافیه با «ارداء»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «اء» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید