معنی ارخته

معنی ارخته

6 بازدید
[ اَ رِ تَ / تِ ] (اِ) مطلق رخت. (فرهنگ دیوان نظام): و او را زیر دیواری کرده بنه و ارخته اش را غارت کردند. (ظفرنامهٔ شرف الدین علی یزدی). چون از ضبط مجموع اسباب و ارختهٔ او بپرداختند. (ظفرنامهٔ شرف الدین علی یزدی). و قیچچیان ارختهٔ اشارت و خلعت پوشان بازار استعارت و حجله بندان حجرهٔ خیال... (آرایش نامهٔ نظام قاری ص ۱۵۰دیوان). زین داد و دین علی آنک از ارختهٔ جاه اوست دگمه ها و حُله های غنچه و گل در چمن. نظام قاری (دیوان ص ۳۰). ارخته چو برداشت رخنه و بنه بدش ز آستین میسره میمنه.نظام قاری. || جامه دان.

کلمات هم‌قافیه با «ارخته»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ته» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید