معنی ارخبیل

معنی ارخبیل

6 بازدید
[ اَ خَ ] (اِخ) (مقلوب ارخی بِل ، کلمهٔ یونانی بمعنی گنگبار یعنی مجمع الجزائر) اسم قطعه ایست از دریا مشتمل بر جزایر مخصوصه و آن دو قسم است: ارخبیل رومی و هندی. نخستین، فرعی است از بحر متوسط که بمسافت ۴۰۰ میل بسوی شمال امتداد یابد و معدل عرض آن ۲۰۰ میل است و موقع آن بین ۳۵ و ۴۱ درجهٔ عرض شمالی و ۲۳ و ۲۸ درجهٔ طول شرقی است و حد وی از جانب شمال و شمال غربی ترکیه اروپا و از جانب مشرق آسیای صغیر و از مغرب شهرهای یونان و از جنوب جزیرهٔ کندیا (کاندی) یا کریت (اقریطش) است و نیز بنام بحر جزائرالروم و بحر سفید نامیده میشود و آن مشتمل بر جزایر بسیار است و اکثر آنها جزائر سنگی باشند. مساحت بزرگترین آن جزائر ۴۰۰۰ میل مربع است و کوههای آن آهکی است. بلندترین قلهٔ آن ۵۰۰۰ قدم ارتفاع دارد و اعظم جزائر آن جزیرهٔ «اوبه» است و اراضی آن حاصلخیز است و اهم محصولات وی حریر و پنبه و عسل و انگور و انجیر و مویز و پرتقال و مرجان و اسفنج و مرمر و غیره است و مراکز شهرها و قریه های آن بسیار زیباست چه آنها یا بر سواحل دریا واقعند یا در سفح جبال یا وادی های حاصلخیز مشتمل بر چشمه های گوارا. و هوای آن معتدل و صحی و سکنهٔ وی قوی بنیه و زنان آنجا بجمال صورت مشهورند و کشتی ها بعلت شدت زوابع (گردبادها) و کثرت جزایر کوچک و صخره های هائله جز با مشقت و خطر فراوان نمیتوانند در این دریا سیر کنند. جزایر ارخبیل پیش از اسکندر کبیر مستقل بود و بعض آن تحت سلطهٔ اثنویین و لقدمونیین و ایرانیان بود و سپس منضم بمملکت مقدونیه شد آنگاه امپراطوری روم بر آن تسلط یافت و از آن پس دست بدست گردید تا در سال ۱۰۶۸ هـ . ق. سلطان سلیم عثمانی بر آن مستقل شد تا آنکه مملکت یونان نشأت یافت و ارخبیل بدان پیوست. اهالی این جزایر بتجارت توجه دارند و بفن فلاحت آگاهند. || اما ارخبیل هندی اهمیت آن کمتر از ارخبیل رومی است و مشتمل بر مجموع جزائر نیم کرهٔ شرقی است که از ساحل آسیای جنوب شرقی تا استرالیا ممتد است و از جزائر آن جزیره های فیلیپین و سومطره (سوماترا) و جاوه و بورنیو و سیلیبس و ملقا و بندا باشد و موقع آن بین ۱۱درجهٔ عرض جنوبی و ۲۰ درجهٔ عرض شمالی و ۹۵ و ۱۳۵ درجهٔ طول شرقی و دریای چین و اقیانوس ساکن و استرالیا و اقیانوس هند حدود آن باشد و اهالی آن بر دو نوعند: ملاسیه (مالزی) و زنجیه. (ضمیمهٔ معجم البلدان).

کلمات هم‌قافیه با «ارخبیل»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «یل» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید