معنی ارحم
12 بازدید
[ اَ حَ ] (ع ن تف) نعت تفضیلی از راحم. رحیم تر. مهربان تر. بسیاررحم و بسیار مهربان. (آنندراج): اَرحم الراحمین. و فی الحدیث: ارحم امتی ابوبکر.[ اِ حَ ] (ع فعل امر) بصیغهٔ امر یعنی رحم کن. ببخشای: اِرْحَمْ یا اَرحم الراحمین؛ ببخشای ای بخشاینده تر بخشایندگان. - ارحَم تُرْحَمْ؛ ببخشای تا بخشاییده شوی : بی رحمتم اینچنین چه ماندی اِرْحَمْ تُرْحَمْ مگر نخواندی.نظامی.[ اَ حَ ] (اِخ) ابن ابی الارحم المخزومی. وی از جملهٔ سباق اسلام است و بعقیدهٔ حمداللََّه مستوفی هشتادوپنج سال عمر داشت و بسال ۵۵ هـ . ق. درگذشت و در بقیع مدفون شد. رجوع به حبط ج ۲ ص ۲۳۹ شود.
کلمات همقافیه با «ارحم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «حم» برای سرودن شعر