معنی ارجوحه
5 بازدید
[ اُ حَ ] (ع اِ) طنابی دولا بر بالائی آویخته باشد که بر آن نشینند و در هوا آیند و روند. ریسمانی که هر دو سر آن بدرختی یا جائی بندند و کودکان در آن نشینند و ازین طرف بدان طرف روند. ریسمانی است که از جانبی آویزند و زنان و کودکان و دختران بر آن نشسته در هوا آیند و روند. <۵۳۰۶۴۰۰۲۰۱۱۶۸۲۰۱>... (منتهی الارب). تاب. کاز. بانوج. بازپیچ. بادپیچ. (آنندراج). رجاحة. مَرجوحه. جان بازی. (آنندراج). وازینج. (خلاص). نرموره. بژموره. لوکانی. غناوَه. اورک و بزبان گیل هلاچین گویند. ج، اراجح (زمخشری)، اراجیح. (مهذب الاسماء). رجوع به وازینج شود. || آلاکلنگ. الاکلنگ. || مهد. (آنندراج). گهواره. گاهواره.
کلمات همقافیه با «ارجوحه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «حه» برای سرودن شعر