معنی ارجحنان
6 بازدید
[ اِ جِ ] (ع مص) مائل گردیدن. گرائیدن. بچسبیدن. (زوزنی). || جنبیدن. || یکبار افتادن. || بلند و نمایان شدن سراب.
کلمات همقافیه با «ارجحنان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر