معنی ارجانی
7 بازدید
[ اَرْ رَ / اَ رَ / اَ ] (ص نسبی) منسوب به ارجان و آن کوره ای از کور اهواز از بلاد خوزستان است و آنرا ارغان بغین نیز گویند و صاحب اسمعیل بن عباد گاهی بدان فرود می آمد و ابوبکر خوارزمی در آغاز شعر خود گوید: فلو ابصرت فی ارجان نفسی علیه من ابی یحیی زمام.(انساب سمعانی).[ اَرْ رَ / اَ رَ / اَ ] (اِخ) ابوریحان بیرونی در الصیدنه مکرر از طبیب یا گیاه شناسی بنام ارجانی مطلق روایت میکند از جمله در شرح کلمهٔ ینبوت و «نی» در این کتاب رمز ارجانی است.[ اَرْ رَ / اَ رَ / اَ ] (اِخ) امام ظهیرالدین ابی الحسن علی بن ابی القاسم زید البیهقی در تتمهٔ صُوّان الحکمه ذیل ترجمهٔ الحکیم ابومحمد العدلی القاینی آرد: و هو قد هذّب الزّیج البتّانی احسن تهذیب و کان مرجعه فی ذلک التهذیب الی الزیج الارجانی و وجدت نُسخاً کثیرة من الزیج الارجانی بخطه. محشی کتاب مزبور (محمد شفیع) نویسد: اَرجانی و اَرّجانی و اَرَجانی هر سه مضبوط است، ذکر این زیج هیچ جا بنظر نیامد، شاید که صاحب این زیج، مترجم است در سوثر ص ۱۷. (تتمهٔ صوان الحکمه چ لاهور سال ۱۳۵۱ ص ۸۱ و ۸۲).[ اَرْ رَ / اَ رَ / اَ ] (اِخ) ابواسحق ابراهیم بن احمدبن زید الارجانی. وی در بلاد خود از عبداللََّه بن محمدبن عبدان العسکری و بمکه از ابومحمد عبدالرحمن بن محمدبن عبداللََّه بن یزید المقری و بالجزیره از ابوعلی (؟) محمدبن سعید الحرانی و غیر ایشان سماع دارد، و او در ارجان حدیث گفت و در شیراز جماعتی از اهل فارس از او روایت دارند و هم به ارجان درگذشت. (انساب سمعانی).[ اَرْ رَ / اَ رَ / اَ ] (اِخ) ابوبکر احمدبن الحسین الأرجانی قاضی تستر. وی از افاضل عصر خویش و ملیح الشعر و رقیق الطبع بود و دیوان شعر او در آفاق مشهور است و در اصفهان از ابی بکر محمدبن احمدبن الحسین بن ماجة الابهری سماع حدیث کرد و او وی را بجمیع مسموعات و مقولات خویش اجازه داد و ارجانی در تستر در حدود سنهٔ اربعین و خمسمائه (۵۴۰ هـ . ق.) درگذشت. (انساب سمعانی). و مؤلف معجم المطبوعات آرد: قاضی ابوبکر احمدبن محمدبن الحسین الارجانی الشیرازی الشافعی ملقب بناصح الدین. وی قاضی تستر و عسکرمکرّم بود و او را شعر رائق بنهایت نیکوئی است. عماد کاتب اصفهانی ذکر او در خریدة آورده گوید: ارجانی در عنفوان عمر خود در مدرسهٔ نظامیهٔ اصبهان علم آموخت و مؤلف معجم المطبوعات آرد: و شعره من آخر عهد نظام الملک سنة نیّف و ۴۸۰ الی آخر عهده و هو سنة ۵۴۴ و پیوسته نائب قاضی در عسکرمکرم بود و او مردی معظم و مُعزّز و شعر او بسیار است و آنچه از او جمع شده بعشر اشعار وی نمیرسد. ارجانی در شهر تُستر و بقولی در عسکرمکرم وفات کرد. دیوان ارجانی را احمدبن عباس الازهری تصحیح و تفسیر کرده در بیروت بسال ۱۳۰۷ هـ، ق. بطبع رسیده است. رجوع به تاریخ الحکمای قفطی ص ۳۴۲ س ۱۱ شود.[ اَرْ رَ / اَ رَ / اَ ] (اِخ) ابوبکر محمدبن القاسم بن زهیر. وی از ابوعلی محمدبن سلیمان بن علی بن ایوب المالکی البصری حدیث فراگرفت و از او ابوبکر احمدبن محمدبن عبدوس النسوی (؟) روایت دارد. (انساب سمعانی).[ اَرْ رَ / اَ رَ / اَ ] (اِخ) ابوالحسن احمدبن محمدبن عقبةبن المرضرسی. وی پسر برادر عبداللََّه بن احمدبن عقبة است و ببغداد رحلت کرد و از ابوصالح عبدالرحمن بن سعیدبن هارون الاصبهانی سماع داشت و سپس به ارجان بازگشت و در اصفهان مدتی اقامت گزید و آنجا حدیث گفت و ابوبکر احمدبن موسی بن مردویة الحافظ از او سماع دارد. (انساب سمعانی). و رجوع باعلام زرکلی احمدبن محمد شود.[ اَرْ رَ / اَ رَ / اَ ] (اِخ) ابوعبداللََّه محمدبن احمدبن ابراهیم بن ماسک الارجانی. وی یکی از مشایخ مشهور بزهد و ورع و دقایق حقایق است و از ابوبکر محمدبن الحسن البغدادی سماع دارد و از او ابوالفضل عبدالرحمن بن احمدبن الحسن الرازی و غیره روایت کنند و ارجانی پس از سال چهارصد یا در حدود آن درگذشت. (انساب سمعانی).[ اَرْ رَ / اَ رَ / اَ ] (اِخ) حسن بن محمدبن الحسن بن یزدادبن مهران. وی از پدر خود محمدبن الحسن و محمد از پدر خویش حسن سماع دارد و حسن از یحیی بن معین روایت کند و از حسن ثانی ابوبکر محمدبن ابراهیم بن المقری روایت آرد. (انساب سمعانی).
کلمات همقافیه با «ارجانی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر