معنی ارثعنان
6 بازدید
[ اِ ثِ ] (ع مص) ارثعنان مطر؛ ثابت ماندن و پائیدن باران. || نیک باریدن. || ارثعنان شعر؛ فروگذاشته شدن موی. || سستی. ضعف. فرومایگی. (منتهی الارب). سست شدن. سست و نرم شدن.
کلمات همقافیه با «ارثعنان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر