معنی ارثد
5 بازدید
[ اَ ثَ ] (ع اِ) درختی است. (مهذب الاسماء). نام بیخی است که تخم آنرا فلفل برّی و حب الفقد خوانند و نبات آنرا پنج انگشت و ذوخمسة اوراق گویند. (آنندراج). اثلق است و گفته شود. (اختیارات بدیعی). رجوع به اثلق و فلفل بری شود.[ اَ ثَ ] (اِخ) نام وادییست بین مکه و مدینه در وادی الابواء: و فی قصة لمعاویة رواها جابر فی یوم بدر: قال فاین مقیلک قال بالهضبات من ارثد. و قال الشاعر: محل أولی الخیمات من بطن ارثداً. و کثیر گوید: و ان شفائی نظرة ان نظرتها الی ثافل یوماً و خلفی شنائک و ان تبرز الخیمات من بطن ارثد لنا و جبال المرختین الدکادک. رجوع به معجم البلدان شود.
کلمات همقافیه با «ارثد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ثد» برای سرودن شعر