معنی ارتواء
6 بازدید
[ اِ تِ ] (ع مص) سیراب شدن. (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی). || تافته و سطبرتاه گردیدن رسن. (منتهی الارب). || معتدل و سطبر شدن بندهای مرد. (منتهی الارب). تروت مفاصله؛ اعتدلت و غلظت، عن ابن سیده، کارتوت، و هذه عن الازهری و فی الصحاح ارتوت مفاصل الرجل. (تاج العروس).
کلمات همقافیه با «ارتواء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر