معنی ارتهان
7 بازدید
[ اِ تِ ] (ع مص) گرو گرفتن. (منتهی الارب). گرو ستدن. بگرو ستاندن. بگرو فاستدن. (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی). گرو کردن: و چون ملکی یا ناحیتی مسلم شدی صاحب آن ملک را بر سبیل ارتهان بخوارزم آوردندی. (جهانگشای جوینی).
کلمات همقافیه با «ارتهان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر