معنی ارتماز
4 بازدید
[ اِ تِ ] (ع مص) جنبیدن. || جنبیدن قوم در مجلس برای برخاستن یا برای خصومت. || اضطراب کردن. مضطرب بودن از زخم. (تاج المصادر بیهقی). پریشان حال شدن از زخم. طپیدن از زخم یعنی ضرب.
کلمات همقافیه با «ارتماز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «از» برای سرودن شعر