معنی ارتصاع
5 بازدید
[ اِ تِ ] (ع مص) ارتصاع بچیزی؛ چسبیدن بدان. چفسیدن. (منتهی الارب). || میان دو سنگ کوفتن دانه را. (منتهی الارب). || ارتصاع اَسنان؛ پیوسته و بهم نزدیک شدن دندانها. با هم قریب شدن دندان.
کلمات همقافیه با «ارتصاع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اع» برای سرودن شعر