معنی ارتش
7 بازدید
[ اَ تِ ] (اِ) لغتی که در این ایام به مجموع سپاهیان مملکت داده اند. رجوع به ارتشتار و ارتیشدار شود.[ اَ تَ ] (اِخ) رودیست در جنوب کیماک. (حدود العالم).
کلمات همقافیه با «ارتش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تش» برای سرودن شعر