معنی ارتداف
6 بازدید
[ اِ تِ ] (ع مص) ردیف خود ساختن کسی را. || از پی کسی درآمدن. (زوزنی). از پس کسی درآمدن. || سپس کسی نشستن. (منتهی الارب). در پس کسی سوار شدن. در پس اسب کسی نشستن. || کسی را در پس اسپ خود نشانیدن. (آنندراج). بترک خود سوار کردن. || ارتداف عدو؛ از پس گرفتن دشمن را. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «ارتداف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اف» برای سرودن شعر