معنی ارتجک
6 بازدید
[ اِ تَ جَ / جِ ] (اِ) برق. (برهان) (غیاث اللغات) (شعوری) (رشیدی): شه نشسته به پشت پیل چو ابر انگژ زر چو ارتجک در دست. فریدالدین احول. رجوع به ابرنجک شود.
کلمات همقافیه با «ارتجک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جک» برای سرودن شعر