معنی ارتاقی
6 بازدید
[ اُ ] (حامص) بازرگانی. تجارت با سرمایهٔ دیگران. مضاربة: مردی مسنّ... بحضرت او آمد و دویست بالش زر التماس کرد به ارتاقی. (جهانگشای جوینی). و شریف و وضیع بحمایت ارتاقی تمسک جسته و از بسیاری آن زیردستان خسته. (جهانگشای جوینی). شخصی بود سید از چرغ بخارا... از قاآن به ارتاقی بالش گرفته بود... (جهانگشای جوینی).
کلمات همقافیه با «ارتاقی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قی» برای سرودن شعر