معنی ارتاب
5 بازدید
[ اِ ] (ع مص) سؤال کردن بعد بی نیازی. || ریخته و سوده شدن. (منتهی الارب).[ ] (اِخ) شهریست [ از روس ] که چون غریب اندر وی شود بکشند و از وی تیغ و شمشیر خیزد سخت باقیمت که اوی را دوتاه توان کردن و چون دست بازداری بجای خود بازآید. (حدود العالم).
کلمات همقافیه با «ارتاب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اب» برای سرودن شعر