معنی ارتا
6 بازدید
[ اَ ] (اوستایی، ص) اَرْتَه. در اوستا و پارسی باستان بمعنی مقدس است مانند اَردا چنانکه در ارتخشثره (اردشیر) بمعنی شهریاری مقدس و ارته وهیشته (اردیبهشت) بمعنی بهترین مقدس و نیز پیش از نام بعض ایرانیان قدیم می آمده است چنانکه ارتبان (اردوان).[ اَ ] (هزوارش، اِ) بلغت زند و پازند بوم و زمین را گویند. (برهان قاطع). ارض.[ اَ رَ ] (اِخ) یکی از نواحی طبرستان مستقرّ ابوخزیمه. (سفرنامهٔ مازندران و استراباد رابینو ص ۱۶۵).[ اَ ] (اِخ) شهریست بترکیهٔ اروپا واقع بمسافت ۴۲ میلی جنوب یانیه، در کنار نهر ارتای یسری و آنجا پلی است زیبا در حدود ۳۰۰ ذراع و سکنهٔ آن قریب ۷۰۰۰ و اکثر یونانی اند و در آن آثار حصن های یونانیان قدیم باقی است و دارای کارخانه های منسوجات و غیرهاست. (ضمیمهٔ معجم البلدان).[ اَ ] (اِخ) نام خلیجی است از بحرالیونان و نیز قسمتی از حدود شمالیهٔ یونان، بین ۳۹ درجه عرض شمالی و ۲۱ درجهٔ طول شرقی و طول آن از شمال غربی بجنوب شرقی ۲۵ میل و عرض آن از ۴ تا ۱۰ میل است. (ضمیمهٔ معجم البلدان).[ اَ ] (اِخ) شهریست واقع در شمال غربی جزیرهٔ میورقه. سکنهٔ آن قریب ۸۰۰۰ تن و شغل ایشان نسج کتان و دباغت و صید ماهی و داد و ستد میوه است و در آن غاریست دارای سردابهای غریب. (ضمیمهٔ معجم البلدان).[ اُ ] (اِخ) شهریست به ایطالیای علیا در مقاطعهٔ نُوارِز، موقع آن بمسافت ۲۵ میلی شمال شمال غربی نوارز بساحل دریاچهٔ ارتای غربی. (ضمیمهٔ معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «ارتا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تا» برای سرودن شعر